تبلیغات
learn more here
 
learn more here
 
 
پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : رضائی
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم...



نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها :


چهارشنبه 19 مهر 1391 :: نویسنده : رضائی
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر         آرى شود و لیك به خون جگر شود
خواهم شدن به میكده گریان و داد خواه         كز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر كرانه تیر دعا كرده ام روان         باشد كز آن میانه یكى كارگر شود
اى جان حدیث ما بر دلدار بازگو         لیكن چنان مگو كه صبا را خبر شود
از كیمیاى مهر تو زر گشت روى من         آرى به یمن لطف شما خاك زر شود
در تنگناى حیرتم از نخوت رقیب         یا رب مباد آنكه گدا معتبر شود
بس نكته غیر حسن بباید كه تا كسى         مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سركشى كه كنگره ء كاخ وصل راست         سرها بر آستانه ء او خاك در شود(190)
حافظ چونافه ء سر زلفش بدست تست
دم در كش ارنه باد صبا را خبر شود




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، حافظ، شعر حافظ،


دوشنبه 20 شهریور 1391 :: نویسنده : رضائی
  همه ی افراد با استعداد هستند، اما اگر شما یک ماهی را بر اساس تواناییش در بالا رفتن از درخت بسنجید، آن ماهی تمام عمرش را بر این باور خواهد گذارند که یک بی دست و پای احمق است. - آلبرت اینشتین



نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 20 شهریور 1391 :: نویسنده : رضائی


 

من هرگز شکست نخورده ام، بلکه راه هایی را کشف کرده ام که به آن چیزی که می خواهم منجر نمی شوند...
سخنی از یک بزرگ




نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 20 شهریور 1391 :: نویسنده : رضائی

دورویی یا hypocrisy

چرا دورویی ؟ بررسی علت دورویی در جامعه ...



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : دورویی، hypocrisy، روانشناسی، بررسی دورویی، دروغ، علت دورویی، اعتماد،


یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : رضائی

       Big Bang ( انفجاربزرگ یا مه بانگ)



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : بیگ بنگ، انفجار بزرگ، مه بانگ، آغاز جهان، جورج گاموف، علم،


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : رضائی

       رویای ما



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شعر . ادبیات . جنگ . صلح. عشق،


چهارشنبه 4 مرداد 1391 :: نویسنده : رضائی

                  نرم افزاری برای کنترل ذهن

در هر روز ممکن است هزار ایده و فکر جدید به ذهن ما برسد که هیچ جای مناسبی برای مطرح کردن و بررسی آنها نداشته باشیم. این افکار ممکن است که در مورد مسائل کاری یا مشکلات روز مره ای باشد که ما با آنها در گیر هستیم. شاید اگر این افکار جایی برای مطرح شدن داشته باشند بتوانند به ثمر بنشینند. در این مطلب قصد داریم تا نرم افزاری را به شما معرفی کنیم که بااستفاده ازآن بتوانید مدیریت مناسبی روی ذهن خود و افکاری که دارید داشته باشید و بتوا نید آنها را به بهترین شکل مدیریت کنید.                                                                                                         این نرم افزار که Mindjet Mind Manager نام دارد برنا مه ای است که به منظور تبدیل هیده ها و طوفانهای ذهنی, تفکرات و اطلاعات تجاری به یک طرح اولیه تولید شده تا رسیدن آنها به مرحله اجرا مورد برسی قرار دهد. طراحان این برنامه اعتقاد دارند که این نرم افزار بیشتر برای دانشجویانی مناسب است که در رشته مدیریت و اقتصاد تحصیل می کنند.در صورتی که این نرم افزار را نصب و اجرا کنید می توانید تمامی افکار و اطلاعات خود رابه محیط کاربری آن منتقل کرده و آنهارا مدیریت و سازماندهی کنید و بعد از بررسی آنها می توانید ارتباطی مناسب میان آنها برقرار کنید.              اگر تصمیم به اجرای برنامه های مورد نظر خود گرفته اید می توانید اطلاعات را به نرم افزار وارد کرده و قبل از اینکه به فاز اجرا وارد شوید, با استفاده از امکاناتی که این بر نا مه در اختیارتان قرار می دهد, برنامه خود را به صورت مصور ببینید. در این صورت می توانید ذهن خود را به صورت بهتری مدیریت کنید و جزئیات کارهای مورد نظر خود را به بهترین شکل ممکن بررسی کنید. این برنامه به شما کمک میکند تا کارهای خودرا با سرعت و دقت بیشتری انجام داده و با هماهنگی بیشتری عمل کنید و برای این کار ابزار های مخصوصی در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید محیطی تعاملی را در اختیار گرفته و در یک ترم افزار حس همکاری, توزیع و مدیریت برای شکل دهی یک کسب و کار حرفه ای را تجربه کنید.                                                                                                                     از مزایای این برنا مه می توان به ساده شدن فرایندهای کسب و کار, افزایش سرعت تصمیم گیری و همچنین سرعت بسیار بالای تحویل کار اشاره کرد. شما می توانید آن را از نشانی در یافت کرده و ذهن خود را با آن سازماندهی کنید /www.mindjet.com/products/mindmanager





نوع مطلب : کامپیوتر، علمی، 
برچسب ها : کامپیوتر نرم افزار،


یکشنبه 25 تیر 1391 :: نویسنده : رضائی

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی میشنوی، روی تو را

کاشکی میدیدم.

شانه بالازدنت را،

-بی قید -

و تکان دادن دستت که،

- مهم نیست زیاد -

و تکان دادن سر را که

-عجیب! عاقبت مرد؟

-افسوس!

کاشکی میدیدم.

من با خود می گویم

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد ؟؟؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 25 تیر 1391 :: نویسنده : رضائی

...Time & Love

 
Once upon a time there was an island where all the feelings lived;
happiness, sadness, knowledge, and all the others, including love.
 

One day it was announced to all of the feelings
that the island was going to sink to the bottom
of the ocean. So all the feelings prepared
their boats to leave.

 

 
  Love was the only one that stayed. She wanted
to preserve the island paradise until the last
possible moment. When the island was almost
totally under, love decided it was time to leave.

 
She began looking for someone to ask for help. Just then
Richness was passing by in a grand boat. Love asked,
"Richness, Can I come with you on your boat?"

Richness answered, "I'm sorry, but there is a lot of silver and gold
on my boat and there would be no room for you anywhere."
 
Then Love decided to ask Vanity for help who was passing in a
beautiful vessel. Love cried out, "Vanity, help me please."

 
"I can't help you", Vanity said, "You are
all wet and will damage my beautiful boat."
 
Next, Love saw Sadness passing. Love said,
"Sadness, please let me go with you."
 
Sadness answered, "Love, I'm sorry but I just need to be alone now."
 
Then, Love saw Happiness. love cried out,
"Happiness, please take me with you."
But Happiness was so over overjoyed
that he didn't hear Love calling to him.

 
Love began to cry. Then she heard a voice say, "Come Love, I will take
you with me." It was an elder. Love felt so blessed and overjoyed that
she forgot to ask the elder his name. When they arrived on land the
elder went on his way. Love realized how much she owed the elder.

 

Love then found Knowledge and asked. "It was Time", Knowledge
answered. "But why did Time help me when no one else would?",
Love asked
. Knowledge smiled and with deep wisdom and
sincerity, answered, "Because only Time is capable of
understanding how great Love is."





نوع مطلب :
برچسب ها : love، شعر،


یکشنبه 25 تیر 1391 :: نویسنده : رضائی
 

A student asked a teacher, "what is Love?"

The teacher said, "in order to answer your question, go to the wheat

field and choose the biggest wheat and come back.

But the rule is:   -    

        you can  go through them only once  & cannot turn back   

to pick."

The student went to the field, go thru first row, he saw one big wheat,

but he wonders....may be there is a bigger one later.

Then he saw another bigger one... but may be there is an even bigger

one waiting for him.

Later, when he finished more than half of the wheat field, he starts to

realise that the wheat is not as big as the previous one he saw, he

knew he has missed the biggest one, and he regretted.

So, he ended up went back to the teacher with empty hand. The teacher

told him, "...this is love... you keep looking for better ones, but

when later you realise, you have already missed the person ...."

 

  "What is Marriage then?" the student asked:

 

The teacher said, "in order to answer your question, go to the corn

field and choose the biggest corn and come back. But the rule is: you

can go through them only once and cannot turn back to pick."

The student went to the corn field, this time he is careful not to

repeat the previous mistake, when he reach the middle of the field, he

has picked one medium sized corn that he felt satisfied, and came back to

the

teacher.

The teacher told him, "this time you bring back a corn.... you look for

one that is just nice, and you have faith and believe this is the best

one you get.... this is marriage."

 





نوع مطلب :
برچسب ها : ask، english، learn english، اموزش زبان، زبان انگلیسی، انگلیسی، اموزش انگلیسی،


یکشنبه 25 تیر 1391 :: نویسنده : رضائی

Friends so quickly come
And friends sometimes go,
But if a friendship is true
It will always continue to grow.

For the qualities of a friend
Are too many to describe,
But one thing is certain
They're never hard to find.





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : love، دوستی، عشق، دوست، friend، friendship،


پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رضائی

باید قلبت را آن قدر از عاطفه لبریز کنی که اگر روزی افتاد و شکست همه جا عطر گل یاس پراکنده شود

در هر سختی آسانی هست، در هر شرّی، خیر،  سپاس

خداوند هر یک از ما را موجب آزمایش دیگران می کند

در حقیقت به نشانه ها دقت کن

همه معلم های تو هستند

لقمان گونه شاگرد باش

از کسانی که از من متنفرند، سپاس... آن ها مرا قوی تر می کنند

از کسانی که مرا دوست دارند، ممنونم... آنان قلب مرا بزرگ تر می کنند

از کسانی که مرا ترک می کنند، متشکرم... آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست

از کسانی که با من می مانند، سپاسگزارم... آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند

 خدا را شکر، هنوز هستم و این لحظات را تجربه می کنم

خدا را شکر، می توانم ببینم، بشنوم، محبت کنم

خدایا شکرت، به من سختی دادی تا قدر خیلی چیزها را بدونم

خدایا شکرت، با من بودی همیشه حتی زمانی که من نبودم.





نوع مطلب :
برچسب ها : زندگی، روانشناسی، شادی، دوستی، دوست داشتن، عشق، خدا،


دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رضائی

خمیازه کشیدن و خواب آلودگیچرا در بهار خواب‌آلود می شویم؟



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : خواب، بهار، خواب درومانی، بی خوابی، عصاب و روان، درمان در خواب، تعبیر خواب،




( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


امیدوارم در این وبلاگ چیز های جدیدی بیابید ممنون...

مدیر وبلاگ : رضائی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :